!خوشبختی یعنی دیدن چیزای کوچیک
آرامتر سکوت کن.... صدای بی تفاوتی هایت.......... آزارم میدهد ! پ ن :با همه ی علم ادم مشکل پیدا کنه الا خدا ! قهر که میشه سخته اشتی کردن ! اما من با خدا اشتی میکنم ! یه کم دلخور هس ولی مهربونه !منو ول نمیکونه ! خلاف نوشت:ای خدا کمک کن فنا نشم ! به همه ی بچه ها گفتم مواظبم باشن وگرنه ...! تفکر نوشت !:هروقت جهان تورو اداره کنه بدبختی و هر وقت خودت جهان رو اداره کنی خوشبخت ! خاک بر سرت کنن رئال !۱۰ امتیاز شد ۴ امتیاز ! اردو نوشت !:شهریارا امدم من سوی تو ..... (زیباتر از این به ذهنم نرسید ) ۹۰ بدون من... سال نو برای من ... پ ن :با جرات میتونم بگم بی ایمانترین سال زندگیم بود ... ۶ ماه اول اغاز بسیار خوبی بود اما رفته رفته کمی تلخ شد ... اشکال ندارد به قول چارلی چاپلین :فاصله این بدبختی تا آن بذبختی را خوشبختی گویند میان فریاد های هر انسانی 4اصل خفته است: اگر اسمان نمی بارید ..... مدام کتابهای کبری ....... خیس نمی شد... که هی تصمیم دوباره بگیرد و دوبار ... ا واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای بالاخره حوصلم گرفت و اومدم دوباره اپ کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آخیــــــــــــــــــــــــــــــشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ! ژانر وحشت : از صب خیلی خسته بودم ُ به خاطر همین شب خیلی زود خوابیدم توی خواب دیدیم : دارم توی یه دالان خیلی تاریک می دوم ! نمی دونستم کجاست یهو یه مردو دیدم با موهای بور سفید و قد کوتاه وچشماش که انگار ازش خون می بارید داره میاد دنبالم. به شدت وحشت کرده بودم نمی دونستم چیکار کنم که وارد یه خونه شدم و دررو زود بستم ! خونه خیلی برام اشنا بود ولی نمی دونستم کجاست صدای پای مردو شنیدم که داشت می اومد دررو باز کنه جیغ کشیدم ! دیدم یه نفر دیگه داره میره دررو باز کنه که من داد زدم گفتم (( نه توررو خدا باز نکن)) از خواب پریدم صورتم پر از عرق شده بود ! دوباره اومدم رو تخت دراز کشیدم به اون خونه فک می کردم ! یهو یادم اومد که اون خونه ی خواهرم بود اضطرابی گرفتمو زود به خواهرم زنگ زدم ! خواهرم گفت : (توخونه تنها بوده فک میکنه داره شوهرش دررو باز میکنه میگفت خواستم برم استقبالش که دیدم صدای تو اومد و داد زدی و گفتی نه دررو باز نکن منم ترسیدمو داد کشیدم که دیدم یه نفر خیلی سریع از پله ها پایین رفت که موهای بور سفید داشت و چشاش کاسه ی خون بود و قد کوتاهی هم داشت) منم خوابمو براش تعریف کردم!خواهرم میگفت: (شوهرم که اومد خونه گفت یه نفرو با همین مشخصات دیدیه که با سرعت داشته از خیابون می دوییده!!!!!!!!!!!!! همون شب تو اخبار شنیدیم که یه مرد روانی با موهای سفید بور که قد کوتاهی هم داشته و از اسایشگاه روانی فرار کرده بوده رو اطراف خونه ی خواهرم دسگیر کردند! اون یه دیوانه ی روانی بوده که چنیدن قتل رو برای خوشگذرانی انجامداده بوده ! ! * برگرفت: از داستان عجیب اما واقعی در مجله روزهای زندگی * --------------------------------------------------------------------------- پ ن: یه مدت به شدت ناامید شده بودم !بازم خدا................ ................................................ بیزار نوشت :از ادمای مغرورو متکبر مثل خ ن بیزارم !اه اه اه ! دعوا نوشت :با خ ن نمی تونم بسازم !چیکار کنم از دهنم دررفت بش یه چیزی گفتم ! تبریک نوشت«: دهه فجر مبارک !خنده دار بود نه !خب نبودم که تبریک بگم ! برف... بارون ... زندگی آسون... سرمای زمسون... یه چای و قلیون... اعصاب اروم... همه چیا خوبُن... غیر رفیقون... بی خیال نوشت:درس نمی خونم...به همین سادگی! امتحانات سخت نیستن ..ولی نیاز به حوصله دارن!!! نادم نوشت:اخرین بار بود ...اولین واخرین! ساده نوشت:یعنی میشه ...واقعا ! یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهو!! به نام ان خدایی که حسین را افرید.... تا قتلگاه شمس در غروب..... به حرمت خون سرخ باشد....... بادها، ...........نوحه خوان بادها،.............................................. در جنون طبل عزا را بنواز ای فلک یک خبر مهم : برای اولین بار در طول دوران تحصیلیم از کلاس اخراج شدم ! بنده چون در حال تدارکات برای مراسم غدیر بودم به دلیل یک دقیقه دیر امدن سر کلاس اخراج شدم! دلم میخواست قطعنامه ای درس کنم علیه خانم ن ! حیف دلم براش میسوزه ! دیر نوشت 1: درود بر جرج جرداق که نوشت : امام علی فدای عدالت خود شد دیر نوشت 2:گند بزنن فوتبال ایرانو بااین بازیکنای بوووووووووق!مثل نصرتی و رضایی! دس خوش بچه های والیبال : میرم کلاس کونگ فو ! پ ن :حالم از ادمهایی که توی همه چی افراط میکنن بهم میخوره ! مثلا توی غرور ! پ ن:…. گرچه از کوی وفا گشت بصد مرحله دور دور باد افت دور فلک از جان و تنش ومزرعه زیر لحاف سرمه ای شب چرت میزند ودر جشنواره ی اوازجیرجیرک ها مگسی پر نمی زند تنها تو دست ودلباز ایستاده ای متـــــــــــــــــرســــــــــــــــــــــــــــــــک ن :اینروزا خیلی قشنگن !روزای عالی مدرسه ! ولی یه کم درسا زیاده اعصابم خرد میشه ! ولی ه قول خودم کلا:تمام حس ها و صحنه های زیبای زندگی ! ۹ مهر 9مهر برابر مهمترین روز بشریت است! 9مهر برابر تاریخ ساز ترین روزتاریخ است ! ۹مهر برابر مهمترین اتفاق دوره ی بشریت است ! 9 مهر برابر بهترین حادثه ی جامعه ی جها نی است ! 9مهر برابر بزرگترین رویداد قرون است ! 9مهر برابر عظیمترین فاجعه ی انسانیت است ! 9 مهر برابر بهترینهای جهان است ! 9 مهر برابر خارق العاده ی ترین اتفاق جهان است ! 9مهر برابرمیلاد یک انسان بزرگ است ! 9مهر برابر روزی است که .................... من به دنیا امدم ! تولــــــــــــــد تولـــــــــــد تولـــــــــــــــــــــــدم مباررررررررررک مبارررررررررک تولــــــــــدم مبارررک بیام شمعارو فوت کنم که صد سال زنده نباشم ! (صد سالو چه غلطی بکنم )(من دوست ندارم پیر زندگی کنم 40 سال بسه ) تولــــــــــــــد تولـــــــــــد تولـــــــــــــــــــــــدم مباررررررررررک مبارررررررررک تولــــــــــدم مبارررک رقص اگه بلدین فداتون تنهایی برقصین فیلمشو برام پست کنین کادوهامم ...: اینا چین اوردین گندشو در اوردین ....... کیک ...... (گرون بود نخریدم ) همون شیرینی خامه ای بسه !(نوش جان ) پایان پ ن 1:»راسی بهم نگید تولدت مبارک یه چیز دیگه بگید ! پ ن 2:چه جالب میشه ادم روز مرگشو جشن بگیره یعنی بدونی کی میمیری !(یه ماه قبلش بفهمیم)! کاش ............تا تو نگاه میکنی کار من اه کردن است ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است؟ خواستم طنز شعر بالا رو بنویسم ( بوی ماه مدرسه )! قیصر ایمن پور اومد خوابم گف دیگه با همه اره با ما هم بله ! به جان شما هیچی مدرسه که حال نده پیاده روی که برای بدن مفید هست ! من دیوا نه ی شعر پایین !(باز باران با ترانه)! امسال خدا بخواد ِخدا کمک کنه ادم بشیم ! سال سومییم باید خر خون بشیم ! البته اول سال همه رو جو میگیره درس بخونن ! خدا کمک کنه حسمون نخوابه !که میدونم میخوابه ! خب خسته میشیم ! من خودم ترمای دوم اصلا درس نمی خونم ! حال امسالم وبلاگ نویس شدم ! دیگه بدتر! نه خوب ولی زیاد نمیام ! سعی میکنم کم بیام!شایدم نیام اصلا! راسی تبریک به همه ی استقلالیا سومین برد پیاپی !میگن امسال پرسپولیس قراره بره دسته یک ! ((!یه کم از باخت رئال نارحتم !یه کم هم از تساوی بارسا 

![]()
![]()
۱)فراموش کن و برگرد
2)بخواه که فراموش کنم وبرگردم
3)حرفایی که میزنم را باور نکن
4)تمام حرفهایت را فراموش کردم 
![]()

![]()

![]()
بيدها،................ دسته زنجير زن
لالهها،....................... سينهزن
بيدها، ........................................................لالهگون
لالهها،...............................................................غرق خون،
برگها........................................................................گريهکنان ريختند
آسمان،........................................................................ کرده به تن پیرهن
خيمه خورشيد سوخت
![]()






![]()
از )دانیال رحمانیان![]()
![]()




!))![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |
درباره سايت
منوی سايت
آرشيو سايت
پيوند های سايت
طراح قالب
امكانات سايت